|
نخستين کتابخانه کودک کشور در شوش گشايش يافت .
به گزارش واحد مرکزی، مديـر کل نهاد کتابخانه هـاي خوزستان در مراسم افتتاح اين کتابخانه گفت: کتابخانه کودک شوش را خير خوزستاني به نـام علي بـالويي در زميني بـه مساحت 201 متر مـربع ساخته و راه اندازي کرده است . فضيلت پور افزود: اين کتابخانه داراي 600 جلد کتاب تخصصي کودک، بخش هاي مطالعه ، ميز نقاشي ، وسايل بازي و سرگرمي است . وي هدف از ساخت اين کتابخانه را ترويج فـرهنگ کتـابخواني در بين کـودکان و پرورش و شکوفايي استعدادهاي آنها برشمرد وگفت:نهادکتابخانه هاي خوزستان براي تجهيز اين کتابخانه مبلغ 87 ميليون ريال هزينه کرده است . در استان خوزستان 110 باب کتابخانه عمومي بـا بيش از يک ميليون و 6 هـزار و 400 جلـد کتاب وجود دارد که بيش از 72 هزار و 380 نفر هم عضو آنها هستند . منبع راستش نمیدانم چرا از واژه اولین استفاده شده است؟ ما که اینهمه کتابخانه کودک داشتیم و داریم. کاش خبرگزاری و یا مسئولان توضیح میدادند که چرا اولین را بکار گرفتند. من که چیزی به ذهنم نرسید امیدوارم خوانندگان من را راهنمایی کنند
|
روزی، روزگاری قایقی کوچک بود که بلد نبود چگونه و چطور شناور شود
یک، دو، سه، چهار، پنج، شش هفته گذشت و آن قایق کوچولو آن قایق کوچولو شناور شد.
ما پیش از اینکه یاد بگیریم بخوانیم، بازی کردن و ترانه خواندن را یاد گرفتیم. من و کودکان سرزمینم این شعر را قبل از اینکه بتوانیم بخوانیم، میخواندیم. ما در خیابان حلقه میزدیم و در حالی که صدایمان با صدای جیرجیرکهای تابستانی رقابت میکرد، بارها و بارها شعر غم و اندوه قایقی کوچک را میخواندیم که بلد نبود شناور شود.
گاهی هم قایقهای کوچک کاغذی میساختیم، در حوضچهها میانداختیم و پیش از اینکه به ساحل برسند، غرق میشدند.
من هم مانند قایقی کوچک بودم که در خیابان محله لنگر انداخته بودم. بعدازظهرهایم روی پشتبامها به تماشای غروب خورشید و خیال فردا میگذشت. اما معلوم نبود به آن دورها خیره میشوم یا به درون دل خودم و تصور دنیایی شگفتانگیز که هنوز در نظرم دور بود.
در یکی از کمدهای خانه و پشت تعدادی جعبه، کتابی کوچک بود که آن هم نمیتوانست شناور شود، زیرا کسی آن را نخوانده بود. بارها و بارها از کنارش گذشته و آن را ندیده بودم. یک قایق کاغذی فرو رفته در گل، یک کتاب تنهای پنهان در قفسه، پشت جعبهها.
یک روز که در قفسه دنبال چیزی میگشتم، دستم به عطف آن خورد. اگر من آن کتاب بودم، ماجرا را اینگونه تعریف میکردم: روزی دست بچهای به جلدم خورد و احساس کردم بادبانهایم باز شدهاند و آمادهی رفتنام.
افتادن چشمم به آن کتاب عجب حادثهای بود! کتابی کوچک بود با جلد قرمز و ته رنگِ طلایی... بیصبرانه آن را باز کردم، مثل کسی که صندوق گنجی را یافته و مشتاق دیدن محتویات داخل آن است. ناامیدم نکرد. چیزی نگذشت که مشغول مطالعهاش شدم و دیدم که بدون شک با ماجراهایش همراه خواهم شد. قهرمان آن یک زن بود، شخصیتهای مثبت، منفی، تصاویری با زیرنویس که بارها و بارها آنها را تماشا کردم، خطرات، رویدادهای شگفتانگیز و ... همه و همه مرا به دنیای سراسر ناشناخته و مهیج برد.
این داستان باعث شد کشف کنم که در آن سوی خانهام، رودخانهای است و پشت آن رودخانه، دریاچهای و در آن دریاچه، قایقی شناور. اولین قایقی که سوارش شدم، لا هیسپانیولا بود که به راحتی میتوانست ناتیلوس، روسینانته، سندباد یا قایق بزرگ هاکلبریفین نامیده شود. تمامی اینها، صرف نظر از زمانشان، منتظر چشمان کودکی بودند که به آنها نگاه کند، بادبانهایشان را باز کند و شناورشان سازد.
پس منتظر نمانید. دستتان را دراز کنید، کتابی را بردارید و بخوانید تا در آن بسیاری چیزها همچون ترانهی کودکی مرا بخوانید: قایقی نیست، هر چند کوچک که در طول زمان شناور شدن را یاد نگیرد.
نویسنده: الیاسر کانسینو
مترجم: شهلا انتظاریان

|
شماره |
موضوع جلسه |
تاریخ |
مدرس |
|
1 |
معرفی شورای کتاب کودک |
20/7/88 |
خانم نوش آفرین انصاری |
|
2 |
مخاطب شناسی |
27/7/88 |
آقای مسعود ناصری |
|
3 |
حقوق کودک و صلح |
4/8/88 |
خانم بهجت واعظی |
|
4 |
تاریخ ادبیات کودکان |
11/8/88 |
خانم زهره قایینی |
|
5 |
ادبیات کودک |
18/8/88 |
خانم توران میرهادی |
|
6 |
ادبیات داستانی |
25/8/88 |
آقای حسین شیخ رضایی |
|
7 |
ادبیات کهن |
2/9/88 |
خانم فروغ الزمان جمالی |
|
8 |
داستان فانتزی |
9/9/88 |
آقای مسعود ناصری |
|
9 |
داستان واقعگرا |
16/9/88 |
خانم زهرا شیرازی |
|
10 |
شعر کودک و نوجوان |
23/9/88 |
آقای علی سیدآبادی |
|
11 |
شعر کودک و نوجوان |
30/9/88 |
آقای علی سیدآبادی |
|
12 |
کتاب مرجع |
7/10/88 |
خانم نوش آفرین انصاری |
|
13 |
آثار فلسفی |
14/10/88 |
آقای حسین شیخ رضایی |
|
14 |
آثار دینی |
21/10/88 |
آقای محسن هجری |
|
15 |
آثار علمی |
28/10/88 |
از گروه بررسی |
|
16 |
آثار دانش اجتماعی – زندگینامه |
5/11/88 |
از گروه بررسی |
|
17 |
آثار هنر – بازی و سرگرمی |
12/11/88 |
از گروه بررسی |
|
18 |
ترجمه در ادبیات کودک |
19/11/88 |
آقای رضی هیرمندی |
|
19 |
نشریات کودکان |
3/12/88 |
از گروه بررسی |
|
20 |
تصویر در کتابهای کودکان |
10/12/88 |
خانم زهره قایینی |
|
21 |
آثار الکترونیکی - پایگاههای الکترونیکی درباره کودکان و نوجوانان |
17/12/88 |
گروه بررسی – کتابک |
|
22 |
مناسب سازی کتابها برای کودکان نابینا، ناشنوا و بیمار |
24/12/88 |
کار گروهی متخصصان |
|
23 |
شیوه های ترویج ادبیات کودک |
16/1/89 |
کار گروهی متخصصان |
|
24 |
معرفی گروه ها – ارزیابی |
23/1/89 |
گردانندگان کارگاه |
فکر کردم برنامه های جالبی هست اگر علاقه مندان خواستند در این کارگاهها شرکت کنند
گروه فلسفه براي كودكان در پژوهشگاه علوم انساني انجمني تحت عنوان انجمن مطالعاتي تشكيل داده است. اين انجمن در هر ماه يا 3 نشست برگزار مي كند كه در اين نشست ها مسائل مختلف پيرامون ادبيات فلسفه و روانشناسي توسط اعضاء انجمن برگزار ميشود.
اين انجمن مايل است خبر برگزاري جلسات خود را به اطلاع سايت ها و مراكز فعال در حوزه ادبيات كودك برساند. اچنانچه اين امر براي سايتها و نشريه ها امكان پذير است. گروه را در جريان بگذاريد تا براي ارسال اخبار نشست اقدامات لازم را انجام گیرد.
آب، فقط آب
توی این دیگ
گوشت است؟
سبزی است؟
برنج است؟
شیر است؟
توی این دیگ آب است. فقط آب ، تنها آب
حضرت فاطمه میگوید:
"برای دلخوشی فرزندانم دیگ آب را سر اجاق گذاشته ام"
یک روز است که فرزندانم غذا نخورده اند
علی دلتنگ می شود
به بازار میرود و عبایش را می فروشد و......
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
هدیه
مرد: توی این ظرف حلواست
چه بویی دارد
چه رنگ و رویی دارد
آه حلوا......حلوا...........حلوا
خوشمزه تر از این حلوا مگر پیدا میشود؟
بفرمائید.....این مال شماست ای علی
هدیه از یک مرد ثروتمند است.
چی؟ نمی خورید............عجب................چرا؟
علی: شاید در قلمرو من کسی باشد که شب گرسنه خوابیده
مرد: خب بله .......... ممکن است
چه بویی .........چه رنگی..........حتما خوشمزه است. کدام خلیفه از این حلوا میخورد؟
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
این اسوه عدالت در گفتگو با حارث میگوید:
مرا دوست داری؟
پس با من دشمنی نکن
مرا کوچک و حقیر نکن
با من شوخی نکن
و مرا از مقام خودم بالاتر نبر
آن وقت می فهمم که امام خودت را دوست داری
ای حارث
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
راستی ما چطوریم؟
منبع:
کلهر، فریبا (۱۳۸۴). با علی یا علی، تصویرگر غلیرضا گلدوزیان. مشهد: شرکت به نشر، کتابهای پروانه
این خبر از پست خانم لیلا عالمی برای پایگاه متخصصان گرفته شده است.
دفتر بین المللی کتاب برای نسل جوان (IBBY ) برای فرستادن مقاله به سی و دومین کنگره سراسری که این بار در اسپانیا برگزار می شود فراخوان داد.
علاقه مندان به فرستادن مقاله به این کنگره باید فرم درخواست را در نشانی www.ibbycompostela2010.org/call-for-papers?lang=en پر کنند و به همراه طرح پیشنهادی خود پیرامون یکی از موضوع های اعلام شده، تا روز ۳۰ اکتبر (هشتم آبان) به دبیرخانه کنگره بفرستند.
منبع
بچه های خوب ایران دیگر قصه های خوب نخواهند داشت. نمیدانم شاید هم قصه های خوب داشته باشند اما قصه های آن قصه گوی خوب را نخواهند داشت. آن قصه گوی خوب ما، مهدی آذریزدی در سال ۱۳۰۰ در خرمشاه در حوالی یزد به دنیا آمد. وی بقول خودش از خانواده فقیری بود. پدرش از طریق رعیتی و باغبانی زندگی را می گذراند. به خاطر متعصب بودنش مدرسه را قبول نداشت لذا قصه گوی خوب ما مکتب نرفته ماند و عقده کتاب پیدا کرد و به قول خودش با آن عقده هم از دنیا رفت. اما لااقل اینقدر مهربان بود که برای ما کتابهای خوب تهیه کرد و برای ما شعر قند و عسل سرود تا ما هم مثل او عقده کتاب نداشته باشیم. از این قصه گوی مکتب نرفته آثار زیر برجای مانده است:
۱. قصه های خوب برای بچه های خوب در ۱۰ جلد
۲. قصه های تازه از کتابهای کهن
۳.خیر وشر
۴. حق و ناحق
۵. ده حکایت
۶. بچه آدم
۷. پنج افسانه
۸. مرد و نامرد
۹. قصه ها و مثلها
۱۰. هشت بهشت
۱۱. بافنده دانا
۱۲. اصل موضوع و دوازده حکایت دیگر و...
مجله سوره نوجوانان در سال ۱۳۷۵ در قالب مجموعه "پیشکسوتان ادبیات کودکان و نوجوانان" زندگی و آثار مهدی آذر یزدی را از سوی حوزه هنری منتشر کرده است. علاقه مندان آثار این قصه نویس مهربان را برای دانستن بیشتر در باره خودش به این کتاب آدرس میدهیم. چرا که دیگر او را نخواهیم داشت. و او قم را بر زمین گذاشت و مانند خیلی از قهرمانان قصه هاش به پیش خدا سفر کرد.
یادش گرامی باد
