تبليغاتX
ادبیات کودکان و نوجوانان
ماه مبارک رمضان برای مسلمانان از قداست خاصی برخوردار است. قداست این ماه را با قرار داشتن شبهای قدر میتوان بیان کرد. اما این ماه از ویژگی دیگری برخوردار است و آنهم به شهادت رسیدن اسوه عدالت علی (ع) است. رمضان با نام و یاد امیر المومنین عجین هست. و با ذکر رمضان ذکر علی نیز بر زبانها جاری میشود. به همین مناسبت بهتر دیدم که در دهه پایانی این ماه عزیز این نوشته ها را به یاد امیر المومنین علیه السلام زمزمه کنیم. و از تمام خوانندگان عزیز التماس دعا دارم.

آب، فقط آب

توی این دیگ

گوشت است؟

سبزی است؟

برنج است؟

شیر است؟

توی این دیگ آب است. فقط آب ، تنها آب

حضرت فاطمه میگوید:

"برای دلخوشی فرزندانم دیگ آب را سر اجاق گذاشته ام"

یک روز است که فرزندانم غذا نخورده اند

علی دلتنگ می شود

به بازار میرود و عبایش را می فروشد و......

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

هدیه

مرد: توی این ظرف حلواست

چه بویی دارد

چه رنگ و رویی دارد

آه حلوا......حلوا...........حلوا

خوشمزه تر از این حلوا مگر پیدا میشود؟

بفرمائید.....این مال شماست ای علی

هدیه از یک مرد ثروتمند است.

چی؟ نمی خورید............عجب................چرا؟

علی: شاید در قلمرو من کسی باشد که شب گرسنه خوابیده

مرد: خب بله .......... ممکن است

چه بویی .........چه رنگی..........حتما خوشمزه است. کدام خلیفه از این حلوا میخورد؟

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

این اسوه عدالت در گفتگو با حارث میگوید:

مرا دوست داری؟

پس با من دشمنی نکن

مرا کوچک و حقیر نکن

با من شوخی نکن

و مرا از مقام خودم بالاتر نبر

آن وقت می فهمم که امام خودت را دوست داری

ای حارث

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

راستی ما چطوریم؟

منبع:

کلهر، فریبا (۱۳۸۴). با علی یا علی، تصویرگر غلیرضا گلدوزیان. مشهد: شرکت به نشر، کتابهای پروانه

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت 11:2 توسط مهدی محمدی |

در پست وعده کرده بودم که ادامه مطلب را که مربوط به شعر کودک کودک در ایران روزنامه شرق مورخه 27/4/86 بحث شده است خدمتتان تقدیم کنم.

سیدآبادی معتقد است که " شعر کودک و نوجوان حامل صدای بزرگسالانی است که میخواهند در غیبت صدای کودکان و نوجوانان به جای آنان دنیا را ببینند و آنجه را دیده­اند برای آنان بگویند، اما دست یافتن به نگاه کودک بدون عبور از منافع بزرگسالانه که یکی از مهم­ترین آنها اقتدار است، ممکن نیست.

رحماندوست معتقد است که " در حقیقت شاعر بزرگسال شعر خود را در فضایی آزاد، انتخاب و رها می­کند و آنهایی که آنرا می­پسندند 10 تا 15 سال با آن شعر زندگی می­کنند. اما در شعر کودک مخاطب من از پیش اعلام کرده  که با چه فرکانس­هایی، حوج­های مرا می­گیرد، پس برای حرف زدن با او باید خودم را با فرکانس های او تنظیم کنم و گرنه پیام من به او نمی­رسد.

جعفر ابراهیمی (شاهد) معتقد است که " شعر کودک دارای ویژگیهای خاصی است که شامل نگاه شاعر، موضوعات، زبان، بیان تصویرها و ایماژهایی است. شعر کودک در حقیقت، شعری است که به کودک، کودکی­اش را یاآوری می­کند و شاعر کودک سعی می­کند مخاطبش به طور طبیعی کودکی­اش را طی کند و بخشی از آن را تا پایان عمر خود نگه دارد.

افسانه شعبان­نژاد دیگر شاعره کودک معتقد است که " شاعر کودک در حقیقت کسی است که دنیا را از دید کودک می­بیند و وظیفه شاعر کودک دیدن دنیا از مخاطبش است و باید با بهره­گیری از زبان خاص به دنبال نیازهای مخاطب خود باشد و در شعر خود عاطفه و صمیمیت را جای بدهد و چون در استفاده از صنایع ادبی در این گونه محدودیت دارد باید به دنبال جایگزی­های قوی­تر باشد که به نظر من عاطفه و صمیمیت جایگزین خوبی است.

اسدالله شعبانی معتقد است که " شلعر کودک باید حداقل دو خصلت را دارا باشد؛ یکی دنیای کودکانه پر از صفا و خلوص و دیگری دست یافتن  و شناختن دنیای کودکان امروز (مخاطب).

+ نوشته شده در یکشنبه هفتم مرداد 1386ساعت 0:22 توسط مهدی محمدی |