آب، فقط آب
توی این دیگ
گوشت است؟
سبزی است؟
برنج است؟
شیر است؟
توی این دیگ آب است. فقط آب ، تنها آب
حضرت فاطمه میگوید:
"برای دلخوشی فرزندانم دیگ آب را سر اجاق گذاشته ام"
یک روز است که فرزندانم غذا نخورده اند
علی دلتنگ می شود
به بازار میرود و عبایش را می فروشد و......
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
هدیه
مرد: توی این ظرف حلواست
چه بویی دارد
چه رنگ و رویی دارد
آه حلوا......حلوا...........حلوا
خوشمزه تر از این حلوا مگر پیدا میشود؟
بفرمائید.....این مال شماست ای علی
هدیه از یک مرد ثروتمند است.
چی؟ نمی خورید............عجب................چرا؟
علی: شاید در قلمرو من کسی باشد که شب گرسنه خوابیده
مرد: خب بله .......... ممکن است
چه بویی .........چه رنگی..........حتما خوشمزه است. کدام خلیفه از این حلوا میخورد؟
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
این اسوه عدالت در گفتگو با حارث میگوید:
مرا دوست داری؟
پس با من دشمنی نکن
مرا کوچک و حقیر نکن
با من شوخی نکن
و مرا از مقام خودم بالاتر نبر
آن وقت می فهمم که امام خودت را دوست داری
ای حارث
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
راستی ما چطوریم؟
منبع:
کلهر، فریبا (۱۳۸۴). با علی یا علی، تصویرگر غلیرضا گلدوزیان. مشهد: شرکت به نشر، کتابهای پروانه
در پست وعده کرده بودم که ادامه مطلب را که مربوط به شعر کودک کودک در ایران روزنامه شرق مورخه 27/4/86 بحث شده است خدمتتان تقدیم کنم.
سیدآبادی معتقد است که " شعر کودک و نوجوان حامل صدای بزرگسالانی است که میخواهند در غیبت صدای کودکان و نوجوانان به جای آنان دنیا را ببینند و آنجه را دیدهاند برای آنان بگویند، اما دست یافتن به نگاه کودک بدون عبور از منافع بزرگسالانه که یکی از مهمترین آنها اقتدار است، ممکن نیست.
رحماندوست معتقد است که " در حقیقت شاعر بزرگسال شعر خود را در فضایی آزاد، انتخاب و رها میکند و آنهایی که آنرا میپسندند 10 تا 15 سال با آن شعر زندگی میکنند. اما در شعر کودک مخاطب من از پیش اعلام کرده که با چه فرکانسهایی، حوجهای مرا میگیرد، پس برای حرف زدن با او باید خودم را با فرکانس های او تنظیم کنم و گرنه پیام من به او نمیرسد.
جعفر ابراهیمی (شاهد) معتقد است که " شعر کودک دارای ویژگیهای خاصی است که شامل نگاه شاعر، موضوعات، زبان، بیان تصویرها و ایماژهایی است. شعر کودک در حقیقت، شعری است که به کودک، کودکیاش را یاآوری میکند و شاعر کودک سعی میکند مخاطبش به طور طبیعی کودکیاش را طی کند و بخشی از آن را تا پایان عمر خود نگه دارد.
افسانه شعباننژاد دیگر شاعره کودک معتقد است که " شاعر کودک در حقیقت کسی است که دنیا را از دید کودک میبیند و وظیفه شاعر کودک دیدن دنیا از مخاطبش است و باید با بهرهگیری از زبان خاص به دنبال نیازهای مخاطب خود باشد و در شعر خود عاطفه و صمیمیت را جای بدهد و چون در استفاده از صنایع ادبی در این گونه محدودیت دارد باید به دنبال جایگزیهای قویتر باشد که به نظر من عاطفه و صمیمیت جایگزین خوبی است.
اسدالله شعبانی معتقد است که " شلعر کودک باید حداقل دو خصلت را دارا باشد؛ یکی دنیای کودکانه پر از صفا و خلوص و دیگری دست یافتن و شناختن دنیای کودکان امروز (مخاطب).