تبليغاتX
ادبیات کودکان و نوجوانان - رنج و درد در زندگی انسان

رنج بر دو گونه است:

رنجي كه ما خود با زير پا گذاشتن قوانين زندگي، به وسلة تفكر ناپاك، احساسات نادرست، تخيل مهار نشده و عواطف نامتوازن، براي خود به وجود مي‌آوريم. چنين رنج‌هايي در خدمت هيچ هدف مفيدي نيستند. مي‌توان با تسلط داشتن بر افكار، خواسته و تخيل و هدايت نيروهاي خود، براي به انجام رساندن هدف حقيقي زندگي، از اين گونه رنج‌ها اجتناب كرد. بي‌شماري از ما، بسياري رنج‌هاي غير ضروري براي خود ايجاد مي‌كنيم. براي شيري كه ريخته شدهاست گريه مي‌كنيم، براي چيزهايي كه اتفاق افتاده و يا هنوز روي نداده است نگران مي‌شويم و اجازه مي‌دهيم كه اين نگراني لحظة حال را خراب كند و با ترس به آينده‌اي ناشناخته نگاه مي‌كنيم . ترس از آينده باعث مي‌شود كه انواع چيزهاي وحشتناك را در نظر مجسم كنيم.

نوع دوم رنج، آن است كه از سوي خداوند بر ما نازل مي‌شود و ناشي از شكستن قوانين زندگي نيست؛ اين رنج‌ها بر بهترين انسان‌ها، و شريف‌ترين روح‌ها نازل مي‌شوند. اين رنج‌ها بر كريشنا، عيسي مسيح، بودا، زرتشت، موسي و محمد، نانك، كبير و چيتانيا و ميرا و به همة عاشقان خداوند و بشريت نازل شد. اين نوع رنج به تنهايي نمي‌آيد؛ بلكه نيروي عظيم و آسايش را با خود مي‌آورد كه رنج را شيرين مي‌سازد. اين فرق ميان اين گونه رنج و نوع اول آن است. رنجي كه انساني براي خود خلق مي‌كند، در حالي كه با اين اثر آرامش بخش خداوند همراه نيست، سخت و تحمل‌ناپذير مي‌شود، روح آدمي را مي‌شكند و او را به ورطة نوميدي مي‌افكند، اما رنجي كه از جانب خدا بر ما نازل مي‌شود براي خير و خوبي ماست (حکیمی؛ کاموس، 1382، ج2، ص 172-173).

«هر چه دشواري بزرگتر باشد، انسان شريفتر مي‌شود».

+ نوشته شده در شنبه پنجم بهمن 1387ساعت 22:33 توسط مهدی محمدی |